سبد خرید 0

وبلاگ

تاثیر چرایی در باورها

تاثیر چرایی در باورها

وقتی متولد می شویم و دنیا را به چشم نظاره گر هستیم مادرمان برای اینکه ما ذره ای گریه نکنیم تمام تلاش خود را انجام می دهد که ما در آرامش کامل باشیم و همینطور که بزرگ می شدیم او احساس مسئولیت بیشتری می کرد. ما باید از او و پدرمان برای حمایتشان همیشه قدران باشیم، برای ما در این دوران چیزی به نام چرایی وجود ندارد و فقط در حال خوش گذراندن با  دوستان یا سرگرم شدن به بازی های کامپیوتری بودیم. هرچند این امر طبیعی است اما وقتی ما به سن جوانی رسیدیم باید دنبال یک مولفه به نام چرایی باشیم چون اکثریت والدین وظیفه خود که پرستاری از ما را برعهده دارند انجام می دهند اما بعضی والدین دنبال چرایی فرزندخود نیستندو در مقابل کلمه چرایی برای بعضی والدین مهم و ضروری است.

معنی چرایی

چرایی هر انسان یعنی اینکه ما در این دنیا برای چه آمده ایم و الان چه میکنیم؟ آیا وجود ما در این دنیا نقش مثبتی دارد یا خیر؟ آیا برای خود هدفی داریم یا هنوز بین دوراهی ها در دام افتاده ایم؟ کاری کرده ایم که ارزشی را برای دنیا به وجود آورده باشیم؟ صبح از خواب بیدار شدنم و سرکار رفتم چرایی آن چیست؟

اکنون باید به خود بیاییم و با کمال تشکر از پدر و مادر هایمان به دنبال چرایی خود باشیم، چرایی از سنین جوانی شروع می شود و در ذهن هرجوانی رویایی از پول، عشق، سلامتی، مسافرت های عالی، خانه عالی، همسر خوب و زیبا، زندگی شاد و کمک به جهان هستی ساخته می شود، و اگر برای خود جوابی نداشته باشیم و به چرایی خود نرسیم قطعا نمی توانیم به آنها دست پیدا کنیم. برای اینکه به چرایی خود دست پیدا کنیم باید یک همیار پیداکنیم، در واقع همیار کسی است که با شما رابطه خوبی دارد که ممکن است خواهر یا برادر و پدر و مادر باشند و همچنین دوست یا یکی از اقوام که از نظر شخصیتی با شما همسو است.

مرحله اول باورها

در مرحله اول شما می توانید روی باورهای خود کار کنید و برای فهمیدن چرایی خود که از کجا آمده اید و به کجا در حال سفر کردن هستید باید به عمق وجود خود بروید و باورهای زیبایی برای خود بسازید به گونه ای که به مسائل گذشته هیچ توجهی نداشته باشید چون ما انسان ها درست است که از گذشته درس هایی زیادی گرفتیم و لی به گذشته متعلق نیستیم و همیشه در حال زندگی می کنیم و می شود گذشته سیاه خود را هم الان سفید کنیم و فقط کافی است که باور های صحیحی برای خود ایجاد کنیم تا به موفقیت های چشمگیری برسیم، بعضی ها در گوشه ای آرام مینشینند و با خود خلوت می کنند و تمام زوایای زندگی خود را بررسی میکنند و میبنند الان در چه موقعیتی هستند و اگر فلان کار را انجام دهند به نتیجه مطلوب تری می رسند. پس نسبت به این دسته انسان ها ما خیال راحتری داریم و همیشه می توانند به الگوهای زیبایی در زندگی فکر کنند که آنها را در زندگی خود به کار ببرند.

مثلا یک انسان میلیاردر الگوی یک انسان در زندگی می شود و همیشه دست به کارهایی می زندکه شخصیت الگوی خودانجام می دهد، کارهایی از قبیل صبح از خواب بیدار شدن، ورزش کردن، تفریح کردن، استراحت کردن به موقع و حتی نحوه سرمایه گذاری.پس این گروه از انسان ها چرایی خود را پیدا کرده اند و می توانند به یک زندگی رویایی و چرایی خود در دنیا که می توان گفت هم یک ارزشی برای خود و هم یک ارزش برای دیگران ایجاد می کنندواز زندگی لذت می برند.

مرحله دوم چرایی

 

اما گروه دیگری از انسان ها هستند که چرایی خود را پیدا نمیکنند و همیشه به دنبال کارهایی بیهوده و بی ارزش می پردازند و وقتی به سن میان سالی یا پیری می رسند همه چیز را مقصر میدانند واگر از آنها بپرسی که چرایی شما چه بوده است جواب می دهند آرزو و هدف های بیشماری داشتم و شرایط نگذاشت، کم به موفقیت رسیدم و اگر الان به آن روزها برگردم قطعا موفق خواهم شد!!!!!!!!!

 

در اینجا ما کاری با منش این انسان ها نداریم فقط یک راهکار عملی پیشنهاد می دهیم که اگر آن را انجام بدهند قطعا به موفقیت های بیشماری دست پیدا خواهند کرد، در اینجا لازم است که بگویم اول باید روی باورهای خود کار کنند و اگر هر آنچه را باور اشتباهی دارندبه یک باور درست و دنیا را با عینک خوشبینی ببینند و در مرحله بعدی یک همیار برای خود پیدا کنند، آن همیار باید مورد تایید خود او باشد و در یک فضای ساکت و آرام باشند، همیار باید کسی باشد که از باور و تفکر مناسبی برخوردار باشد چون شاید شما یک چرایی از خودتان از او بخواهید و شما را مسخره کند، اما با توجه به اینکه همیار شما شخصت مناسبی داشته باشد باید در آن مکان خلوت و آرامش دهنده که چندتا سوال از او بپرسید و از او بخواهید که شما در زندگی و چرایی تان کمک کند.

سوالات

1- از او بپرسید من چطور شخصیتی دارم؟

2- الان در این سن دارای چه خصوصیت های خوب و بدی هستم؟

3- من چه کاری انجام بدهم بهتر است؟ چه خطاهایی داشته ام؟

4- آیا تا الان توانستم فردی عالی باشم؟ چه کنم  که بهتر باشم؟

5- آیا رفتار من در زندگی مورد قبول است؟

و…

بعد از جواب گرفتن سوالات حالا چرایی خود رابیشتر باز کنید؛

من میخواهیم به فلان کار یا ثروت یا ماشین یا خانه برسم.نظر شما چیست؟

من میخواهم بدنی ورزیده و خوب داشته باشم نظر شما چیست؟

من میخواهم بهترین دختر را برای ازدواج داشته باشم نظر شما راجب این موضوع چیست؟

و…

صحبت پایانی

سوالاتی که راجب زندگیتان است که محوریت شخصی دارند را از همیار خود بپرسید و این را بدانید شما میخواهید به یک جواب برسید تا خود را بیشتر بشناسید و زندگی عالی برای خود و یا حتی محیط کاری و زندگی خانوادگی خود داشته باشید.

در نهایت همیشه این یک خط را کامل کنید تا معنی چرایی و زندگی خود را پس از فهیمدن چرایی زیبا کنید؛

من فلان کار یا برنامه یا ………………………………………………………..انجام می دهم تا ……………………………………………و یک زندگی خوب برای خود بسازم.

با ما همراه باشید.

در پناه الله باشید.

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید