سبد خرید 0

مهم بودن باورها

 

مقدمه بر باور

باور از ذهن شکل می گیرد، از رویدادها، اتفاق ها، تصاویر، شکل ها، آمارها و هرچیز  دیگری که ذهن را درگیر خود می کند، تاثیرپذیری هر کدام از این موارد برذهن کاملا بستگی به خود شخص دارد، یعنی اگر بخواهد آن را طوری در ذهن تداعی یا شکل می دهدکه آن را باور کند، درواقع باور عملی نیست که یک شبه در ذهن ایجاد شود بلکه نیاز به تکرار زیاد دارد.

شما فرض کنید که دوستتان به شما بگوید همین الان می توانی 50 عدد شناسوئدی انجام دهی، در وهله ی اول شما پاسخی این چنینی دارید که مگر می شود من 50 عدد شنا سوئدی بروم( درواقع باور ندارید) و می گویید که نه نمی شود، اما کافی است که روزهای آینده دوباره همین دوست  شما بگوید که تو می توانی 50 عدد  شنابروی، ذهن شما در اینجا مقاومت کمتری را از خود نشان می دهد و کمی قابل باورتر می شود، یعنی طوری به موضوع نگاه می کندکه شدنی است، در روزهای بعد اگر دوباره همین دوست عزیز شما بگوید تو می توانی همان تعداد شنا سوئدی بروی سریع باورتان قوی شده و به خود می گویید بذار حداقل یک بارم شده چندتا شنا برم که شاید توانستم، در ادامه خواهید دید که شما با تمرین و برای اول از 5 عدد شنا شروع کنید و در روزهای آتی به 50 عدد شنا سوئدی هم خود را می رسانید.

قدرت باورها

دقت کردید که شد؟ یک صحبت که حاوی انگیزه از طرف دوستتان بود، او کاری مثل شکاف ماه انجام نداده است، فقط یک نظر را به شما گفته است که تکرار آن باعث شد شما باور کنید و زمانی که شما باور کردید به این باور رسیدیدکه من هم می توانم، یا درواقع تنبلی را کنار گذاشتید و عملگرا بودن را انتخاب کردیدکه نتیجه آن باعث شد شما به نتیجه مطلوب برسید و حتی اگر بیشتر تمرین کنید به بیش از 50 عدد شناسوئدی خواهید رسید.

نکته حائز اهمیت اینجاست که باورها مقدمه تمام کارها یا شاه کلید قدرت و پیروزی شماهستند، اگر شما باور اشتباهی داشته باشید نمی توانید در هر حوزه ای جلو بروید، همانند این است که بخواهید ماشین خود را استارت بزنید اما سوئیچ ماشین را فراموش کرده اید با خود بیاورید، تا زمانی که سوئیچ نباشد ماشین روشن نخواهد شد، باور همان سوئیچ است، اگر همین الان شما باور کنید که یک ورزشکار خوب یا یک انسان ثروتمند یا یک انسان معروف می شوید قطعا خواهید شد، اما این شاه کلید که باور است همراه یک نکته طلایی دیگر نیز هست و آن عملگرایی است.

عملگرایی

زمانی که شما باور خوبی برای خود ساخته اید و عمل می کنید به آنچه که در ذهن دارید کل کائنات دست به دست هم می دهند تا شما را مقصود خودتان برساند، همین مقاله ای که الان در حال تایپ آن هستم در وهله ی اول از یک فکر شروع شده و بعد باور کردم که می توانم بنویسم و حتی خوب باور داشتم که خوب می نویسم، پس چه چیزی کم داشت؟ فقط یک عملگرایی که آن هم همین تایپ کردن بود، شروع همیشه سخت است و حتی اولین کلمه برای نوشتن سخت است اما زمانی که شروع به نوشتن می کنید مسیر های بهتری برای شما باز می شود که می توانید مطالب ارزشمندی را بنویسید.

اگر شما باور داشته باشید که مسافرت خوبی در پیش خواهید داشت مطمئن باشید که آن مسافرت از جذابیت های خوبی برای شما برخوردار خواهد بود، یعنی اتفاقاتی برای شما پیش خواهد آمدکه خود شما هم در تعجب بمانید، مثلا بهترین قطار یا هواپیما برای شما رزرو می شود یا زمانی که به شهر دیگری بروید بهترین هتل برای شما رزرو می شود، البته یک نکته مهم وجود داردکه باید به آن بی نهایت توجه کنید:

باور خوب با احساس خوب

زمانی که شما باورهای خوبی برای خود ساخته اید چه نوع احساسی دارید؟ حس آرامش و خوبی داریدکه همراه با باورهایتان باشد؟ اگر اینطور نیست بدانید باور شما اشتباه است یعنی دارید خودتان را گول می زنید، منظورمن این است که شما زمانی قصد سفر دارید شاید باور درستی برای خود ایجاد کرده باشید اما به اجبار همسرتان بخواهید مسافرت بروید و کل حس وجودی شما می گوید نری سفر بهتراست چون یک نوع اجبار است، پس احساس با باور در یک سو نیست و اگر مسافرت بروید شاید به شما کلی خوش هم بگذرد اما از یک سری اتفاق های خوب دیگری شاید بهره مند نشوید، مثلا بلیط هواپیما و یا قطار با قیمت مناسب، هتل عالی که باید نصیب شما میشد، انسان هایی که در مسیر شما قرار می گیرند برای اینکه به شما بیشتر خوش بگذرد.

پس در مرحله اول باور کنید که به هرچیزی که مترصد آن هستید خواهید رسید و در مرحله بعدی احساس خوبی داشته باشید، اگر این دو موضوع مهم را انجام دادید اکنون به خود بگویید من باید در زمان حال باشم و از زمان حال لذت ببرم، زمان حال بسیار مهم است و خیلی ها آن را نادیده می گیرند، زمان حال که کتابی هم از آقای اکهارت تُله و به نام نیروی حال است حاوی همین نکته است که ما انسان ها اگر بتوانیم در زمان حال باشیم یعنی ارتباط بعدجسمی خود را با روح خودمان یکی می کنیم که در واقع به نیروی پرتو الهی نزدیکتر می شویم و حس آرامشی کل وجود ما را شکل می دهد، جدایی از آرامش برای خیلی از انسان ها این تجربه به وجود آمده است که زندگی ماشینی ما انسان ها که همیشه روبه جلو است نیروی حال را از ما گرفته است و فقط در فکر مادیات و موفقیت خود گم شده ایم و هر بار که موفقیتی به دست می آوریم به سمت موفقیت های دیگری می رویم که همانند این است که به کل جهان هستی بگوییم ما توانایی همه چیز را داریم اما خودشخص چه اتفاقی برایش می اُفتد؟ آیا توانسته از نیروی حال خود استفاده کند، یعنی همزمان با موفقیت از مسیر زندگی خود لذت ببرد یا تمام دوستان و آشنایان خود را به باد فراموشی گذاشته است؟

نکته طلایی آخر  همین است که اگر شما باور درستی برای خود ایجادکردید و عملگرایی فوق العاده ای برای رشد و موفقیت خود داشتید باید به نیروی حال خود توجه کنید، شرایط را طوری در نظر بگیرید که هم اکنون از زندگی خود به بهترین نوع ممکن لذت ببرید و نگذارید که فقط یک موفقیت داشته باشید بلکه یک موفقیت همراه با عشق و شادی با خود و دیگران که می تواند خانواده، اقوام، دوستان، همکاران، همسر و حتی اساتید خودتان باشدداشته باشید.

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید