سبد خرید 0

وبلاگ

مواظب باورهای خود باشیم

ذهنیت ثابت و اثرمنفی بودن آن

باور یا ذهنیت انسان ها یک الگو یا منشی است که اگر به حالت ثابت بماند ضرر های بیشماری به آن زده می شود مثلا اگر  فردی ذهنیت ثابتی دارد و نمی خواهد که باورهای خود را تغییر دهد در صورتیکه او باورهای قبلی خود را بعنوان یک اصول در ذهن خود گنجانده است، کافی است که فردی به او بگوید که فلان باور درست یا غلط است، شاید در مرحله اول بگوید که مگر می شود کسی بتواند در دیگران تغییری به وجود بیاورد اما این کار شدنی است.

اگر انسان بخواهد روی دیگران تاثیر بگذارد باید چندین بار این کار را به صورت مستمر انجام دهد یعنی هروزم شده این کار را انجام دهد همانند نظریه روانشناسان که می گویند اگر کسی بخواهد روی ذهنیت دیگران تاثیر بگذارد کافی است که به صورت مستمر و چندین ماه از کلماتی استفاده کند تا شخصیت طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهد.

در واقع هر فردی بخواهد کسی را تغییر دهد با گفته های خود آنچنان در ذهن شخص مقابل آن باور را تکرار می کند که آن شخص به این باور برسدکه لابد همینطور است که ایشان می گویند، خوب حالا به این نکته می رسیم که همانطور می توان در زندگی و منش دیگران تاثیر روانی و باور گذاشت باید بیاییم و روی باورهای مثبت دیگران انرژی بگذاریم که کاملا منطقی است و می توان باورهای فوق العاده ای را برای دیگران و همچنین خود به وجودآورد.

مثال هایی از ذهنیت ناسالم با ورودی نامناسب

برای اثبات این بیانات بیاید یک مثال بزنیم.

به مدت یک ماه تلویزیون نگاه کنید(البته بیشتر خبر) و یا فیلم هایی ببینید که کلا در فیلم کشت و کشتار راه می اندازند یا در فیلم کلی خیانت صورت می گیرد، آن وقت می بینید که به صورت ناخودآگاه ذهن شما به سمت مسیرهایی هدایت می شودکه دوست دارد کشت و کشتار یا خیانت را تجربه کند، که مثال بارز را می توان از داعش نام برد که کودکان را بادیدن فیلم هایی اکشن یا کشت کشتار و همچنین تمرین آدم کشی در ذهن آنها این باور را بوجود آورد که اگر آنها یک فرد قاتل باشند و بتوانند دیگران را به هر نحوی بکشند وارد بهشت می شوند.

یا فیلم های ترکیه ای که چندسال به صورت مستمردر شبکه هایی ماهواره ای پخش میشد و کل فیلم راجب خیانت بوده است که آمار عجیب جدایی و طلاق به صورت ویژه ای بالا رفته است.

اما گفتن این مطالب فقط برای این است که ما چه چیزهایی را به ذهن خود وارد می کنیم، باید به مغز خود ورودی های سالمی را خوراک بدهیم.

 

به دنبال باورهای سالم و عالی باشیم

اما همانطور که هزاران راه بسیار ساده وجود دارد تا بتوان باورها را تغییر داد پس چرا به دنبال باورهایی نرویم که زیبا تر هستند و الگوهایی را پیداکنیم تا زندگیمان زیباتر، عالی تر و موفق تر شویم، بیاید که تمام بذر های بد و افکار نامناسب را از ذهن خود حذف کنیم و فقط به خوشی ها و مهربانی ها فکر کنیم.

ما انسان ها می توانیم از نعمت مهربانی برخوردار باشیم، یعنی این باور را داشته باشیم که به دیگران مهربان باشیم و انسان های دیگر را دوست داشته باشیم، شاید بعضی ها بگویند که همه خوب نیستند!!

بله شما درست می فرمایید اما ما از خودمان شروع می کنیم و تمام اخلاق ها و منش های خوب را برای خود انتخاب می کنیم و زمانی که این اتفاق بیفتد باعث می شود که در درون خود حس رضایت بخشی داشته باشیم، آنچنان حس زیبایی پیدا می کنیم که همانند انسانی در بهشت هستیم و اکنون که به این اتفاق و منش وباور درست رسیده ایم تمام جهان و هستی مارا به سمتی هدایت می کند که بتوانیم آدم ها و نفراتی مثل خودمان را در زندگی ببینیم، پس بهتر است همین الان تمام درون خود را پالایش کنیم، باورهای اشتباه یا غلط خود را به دور بیندازیم و با تمام وجود خود را انسان با کرامت و ارزشمندی بدانیم.

 

اگر انسانی باور به اتفاقات یا شرایط بد داشته باشد آن را قوی تر می کند که باعث می شود شرایط و اتفاقات بد بیشتری را به خود جذب کند، اما در مقابل می تواند که به خوبی ها فکر کند و شرایط ویژه ای را برای خود به دست بیاورد.

انسان هایی بوده اند که با تفکر منفی سال ها در زندان بوده اند و اکنون به خود آمده اند و باورهای خود را تغییر داده اند که در بهترین جایگاه ها مشغول به کار هستند و حتی برخی ها هم از کارآفرینان برتر شده اند و این مسیر برای همه هموار است، این مسیری است که باید بیشتر به آن فکر کنیم و به قله های موفقیت برسیم.

برخی ها می گویند همه انسان ها نمی شود باور درستی داشته باشند، جالب است که برخی از حسادت این حرف را بازگو می کنند مثلا می گویندمن خودم همیشه برتر باشم و دیگران اگر انسان خوبی نباشند من دیده می شوم  اما این اشتباه است، زیرا اگر هر خوبی که در این جهان باشد و یا گسترش پیدا کند روح انسانی پاکتر می شود، هرچند این اتفاق ایده ال نمی تواند شکل بگیرد.

 

به چه چیزهایی تمرکز کنیم

ما از خودمان شروع کنیم همیشه اگر از نظر مالی اوضاع مناسبی نداریم باید روی چیزهای دیگری که داریم تمرکز کنیم، مثلا چه چیزی ما را خوشحال می کند؟

مطمن باشید که هر انسانی در هر شرایطی چیزهایی دارد که با آنها شاد و خوشحال می شود، مثلا یک روز که سوار تاکسی شده بودم، راننده تاکسی کلی آه و ناله می کرد و همه را مقصر می دانست که چرا وضعیت مالی خوبی ندارد.

من از او سوال پرسیدم که از دوران جوانی تا الان چطور کاری انجام داده است؟ یا چه تلاشی انجام داده است؟

او گفت من زیاد تلاشی نکرده ام و زود هم در سن 18 سالگی ازدواج کردم و خودم به دنبال کار یا شغل مناسبی نبودم اما این دلیلی نیست که من وضعیت مالی خوبی نداشته باشم و باید الان ثروتمندباشم!!

خوب این دوست عزیز ما فقط به این باور رسیده است که باید همگی برای او ثروت بیافرینند و خودش نظاره گر این موضوع باشد، اما من از  او انتقادی نکردم و گفتم چه چیزی در زندگی تو را شاد می کند؟

او پاسخ داد هیچی!!!

من دوباره جواب دادم که مطمئنی؟

پاسخ داد چرا یکی هست که واقعا خستگی مرا از تنم در میاورد و آن دخترم هست که وقتی به خانه می روم به آغوش گرم من می پرد و مرا با تمام وجودش سفت بغل می کند و دیگر نمیفهمم که سختی یا مادیات چیست.

پس فهمیدید چه شد؟ این دوست ما پاسخ خودش را خودش داد و من هم خوشحالم برای این خوشی او در زندگی و باید بدانیم که خوشی و لذت درگیر مادیات نیستند بلکه باید به این باور برسیم که هر کاری که می کنیم می تواند یک خوشی برای ما باشد یا هر کسی را که در زندگی داریم و دوستش داریم می توانیم خالصانه دوستش داشته باشیم و از این زندگی لذت ببریم اما باید همیشه به خود بگوییم که اکنون چه باورهایی برای خود ساخته ام.

حالا نوبت شما دوست عزیز من هست که ببینید چه باورهایی برای خود ساخته اید؟؟؟

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید